Governance

1399/11/20

طبق تعریف #COBIT :
#Governance عبارتست از ارزیابی ، جهت دهی و نظارت ، جهت حصول اطمینان از اینکه نیازها و شرایط مورد انتظار #ذینفعان بدرستی محقق گردد. ذیلا به شرح اجمالی هر کدام ازاقدامات فوق می پردازیم :

ارزیابی جهت تعیین تحقق اهداف سازمانی که شامل موارد زیر می گردد :
  1. شناسایی مداوم ذینفعان سازمان و مراوده با آنها، درک اسناد مربوط به نیازهای #سازمان و تصمیم گیری در مورد طراحی فعلی و آینده governance سازمان.
  2. ارزیابی مداوم سرمایه گذاری ها، خدمات و دارایی های سبد پروژه ها جهت تعیین تحقق اهداف سازمان و خلق ارزش با هزینه مناسب. شناسایی و تصمیم گیری جهت تغییرات لازم برای بهینه سازی خلق ارزش.
  3. بررسی و تصمیم گیری مداوم تاثیرات ریسک ها روی وضع فعلی و آینده سازمان. در نظر گرفتن اینکه آیا میل به ریسک سازمان مناسب می باشد یا نه و همچنین آیا ریسک ها در جهت تحقق ارزش سازمانی شناسایی و مدیریت شده اند.
  4. بررسی و تصمیم گیری مداوم در مورد منابع مورد نیاز فعلی و آینده سازمان و وضع اصول لازم جهت مدیریت رفع نیازها به بهترین روش.
  5. بررسی و تصمیم گیری مداوم در مورد نیازهای ارتباطی و گزارشی فعلی و آینده ذینفعان شامل هر دو نیازهای الزامی (مثل تنظیم کننده مقررات) و ارتباطی با سایر ذینفعان. همچنین وضع اصول ارتباطات.
جهت دهی اولویت بندی و تصمیم گیری مناسب که شامل موارد زیر می گردد :
  1. آگاه نمودن #رهبری_سازمان و کسب پشتیبانی و تعهد آنها. هدایت ساختارها ، فرایندها و شیوه های Governance در راستای اصول طراحی، مدل های تصمیم گیری و سطح اختیارات. تعریف اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری آگاهانه.
  2. جهت دهی اصول و شیوه های #مدیریت ارزش جهت تحقق ارزش بهینه از طریق سرمایه گذاری اقتصادی برای آنها.
  3. جهت دهی استقرار شیوه های مدیریت #ریسک جهت اطمینان از مناسب بودن شیوه های فوق و عدم افزایش ریسک های هیئت مدیره.
  4. اطمینان از تطبیق اصول مدیریت منابع با کاربرد بهینه آنها از طریق چرخه اقتصادی عمر آنها.
  5. اطمینان از استقرار موثر ارتباطات و گزارشات ذینفعان شامل باکیفیت و کامل بودن #اطلاعات ، #نظارت بر گزارشات الزامی و ایجاد یک راهبرد ارتباطی برای ذینفعان.
نظارت بر بررسی عملکرد نسبت به اهداف و جهت دهی که شامل موارد زیر می گردد :
  1. نظارت بر اثربخشی و عملکرد Governance سازمان. ارزیابی اینکه آیا سیستم Governance و مکانیزم های پیاده سازی شده (شامل #ساختار ها ، اصول و فرایندها) به طور مؤثر عمل می کنند یا نه.
  2. نظارت بر اهداف و شاخص های کلیدی برای تعیین اینکه چه میزان #کسب_و_کار ارزش و منافع مورد انتظار سازمان را از طریق #سرمایه_گذاری در طرح ها و ارائه خدمات تولید نموده است. شناسایی مسائل مهم و در نظر گرفتن اقدامات اصلاحی.
  3. نظارت بر اهداف و شاخص های فرایندهای #مدیریت_ریسک و وضع چگونگی شناسایی، پیگیری و گزارش مشکلات و انحرافات جهت انجام اصلاحات لازم.
  4. نظارت بر اهداف و شاخص های کلیدی فرایندهای مدیریت منابع و وضع چگونگی شناسایی، پیگیری و گزارش مشکلات و انحرافات جهت انجام اصلاحات لازم.
  5. نظارت بر اثربخشی ارتباطات ذینفعان. بررسی مکانیزم های تضمین دقیق بودن، قابل اعتماد بودن و اثربخش بودن آنها و اینکه آیا نیازهای ذینفعان برآورده شده است.

 

همانطور که ملاحظه می گردد در حوزه Governance پنج موضوع:

  1. تنظیم و نگهداری کلیات (از قبیل اهداف، ساختار، اصول، فرایندها، ارتباطات و معیارهای سنجش)
  2. تضمین بهینه سازی ارزش
  3. تضمین بهینه سازی ریسک
  4. تضمین بهینه سازی منابع
  5. تضمین شفافیت ذینفعان

مد نظر می باشد که دستیابی به آنها در قالب سه مجموعه فرایندی صورت می پذیرد. در سطح سازمان Governance پاسخگوی وظایف #هیئت_مدیره تحت رهبری رئیس هیئت مدیره می باشد.
کلمه Governance از آن کلماتی است که یافتن معادل فارسی آن با چالش همراه بوده است و معمولا برای آن از معادل هایی نظیر #حاکمیت یا #حکمرانی استفاده می گردد. در این بررسی سعی شده است با استناد به منابع مرتبط، زمینه شناخت معادل مناسب تر فراهم گردد. برای معادل سازی این کلمه ابتدا ترجمه فارسی چهار کلمه ای که در منابع انگلیسی جهت واژه شناسی کلمه Governance بکار رفته اند مد نظر قرار گیرد :

 

با مطالعه منابع فارسی تعاریف کلمات حکومت و حاکمیت بصورت ذیل مشخص شده اند :
حاکمیت به انگلیسی #Sovereignty = حق انحصاری دولت برای نظارت بر یک قلمروی ارضی معین است. حاکم بالاترین مرجع قانون گذار است.
حکومت به انگلیسی Government = نظامی است که تحت آن یک کشور یا یک اجتماع اداره می شود. حکومت ابزاری است که به وسیله آن سیاست های دولت مورد اعمال واقع می شوند و همینطور این نهاد خود سیاست گذار و تعیین کننده راهبردهای پیش روی کشور است. متشکل از بدنه ای از افراد است که تصمیمات سیاسی را اتخاذ کرده و بر اجرای آن ها نظارت دارند. کارکرد ایشان این است که قوانین را ایجاد کرده و آن ها را عملی سازند و در مواقع اختلافات و درگیری ها میان طرفین دعوا داوری کنند.
با تعمق در تعاریف بالا می توان دریافت که کلمه حاکمیت دلالت بر حق حکومت داری و حکومت داری دلالت بر نحوه حکمرانی است. پس در اینجا ارتباط معنایی چهار کلمه فوق بصورت ذیل برقرار می گردد :

  • Governing = حکمرانی
  • Government = حکومت
  • Governmentality = دلالت بر نحوه حکمرانی
  • Governance = دلالت بر حق حکومت داری

 

اما با مطالعه در منابع انگلیسی به تعاریفی نظیر آنچه در زیر می آید در خصوص کلمه Governance می توان دست یافت :

  • (Governance شامل کلیه فرايندهاي حکمرانی است که چه از سوي دولت يك منطقه ، بازار و یا شبكه ، روی يك سيستم اجتماعي انجام شوند و چه از طريق قوانين، هنجارها، قدرت يا زبان يك جامعه سازمان يافته باشد اجرا شوند و مربوط می شود به فرایندهای تعامل و تصمیم گیری بین عوامل درگیر در یک مشکل جمعی، که منجر به ایجاد، تقویت یا بازتولید هنجارها و نهادهای اجتماعی می گردد. به زبان ساده ، می توان آن را به عنوان فرایندهای سیاسی توصیف کرد که در بین نهادهای رسمی وجود دارد.)
  • #گارتنر #Information_Governance را به عنوان مشخصه حقوق تصمیم گیری و چارچوب پاسخگویی جهت حصول اطمینان از رفتار مناسب در ارزیابی، ایجاد، ذخیره سازی، استفاده، بایگانی و حذف اطلاعات تعریف می کند که شامل فرایندها، نقش ها، سیاست ها، استانداردها و معیارهایی است که توانمند سازی سازمان برای نیل به اهدافش بوسیله استفاده مؤثر و کارآمد از اطلاعات را تضمین می کند.)

 

با توجه به تعاریف بالا می توان دریافت که تمرکز و هدف اصلی کاربرد کلمه Governance بر انجام فرایندهای حکمرانی است در حالیکه کلمه حاکمیت بیشتر بر بدنه حکومت و حق حکومت داری تمرکز دارد از اینرو طبق بررسی انجام شده کاربرد معادل حکمرانی برای واژه فوق مناسب تر می باشد.
هر چند واژه Governance گاهی به شکل مصدر بر حاکم بودن هم دلالت می کند ولی تمرکز اصلی آن بر فعل انجام کار می باشد.

25 123
دیدگاه کاربران
0 دیدگاه
شما هم دیدگاه خود را ارسال کنید